آدم وحوا
ساعت ٩:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٤  کلمات کلیدی: آدم وحوا

داستانی خیالی از شروع زندگی آدم وحوا که میتواند اتفاق افتاده باشد..آدم به خواستگاری حوا رفت.حوا اورا نپذیرفت.مدتی گذشت .. بار دیگر با ظاهری آراسته به خواستگاری حوا رفت.حوا اورا پذیرفت ،اما به سه شرط: اول آنکه همیشه در کنار او باشد.دوم به حقوق یکدیگر احترام گذارند، سوم چیزی در خور زیبایی حوا برای خود توشه بردارد.او دو مورد اول را پذیرفت.اما مورد سوم اورا به فکر فروبرد.وحی آمد اورا به حال خود رها کن وصبر کن.آدم چنین کرد.او برای خود از چوب درختان خانه ای محکم ساخت.حوا نیز از شاخ وبرگ درختان خانه ای.آدم به کشت وزرع پرداخت.حوا نیز چنین کرد.هوا رو به سردی گرایید.آدم توانست تلی از چوب درختان برای آتش خود تهیه کند.حوا به شاخه های کوچک بسنده کرد.کار سخت ومشقت بار زندگی از زیبایی حوا کاسته بود..آدم شرط سوم را پذیرفت .آدم "قدرت" داشت وحوا "زیبایی".وآنچه این دو را بهم پیوند داد، عشق بود. تا عشق هست نه مرد به قدرت خود می نازد ونه زن به زیبایی خود.