عادت
ساعت ۱:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٢٥  کلمات کلیدی:

هراتفاقی که براش می افتاد توی دفترش مینوشت..تمام احساساتشو..تمام آرزوهاشو.. وقتی هم که ازدواج کرد  اینکار رو ادامه داد..خیلی خوشحال شد وقتی شوهرش از این کار اون استقبال کرد..اما طولی نکشید..برای همیشه این عادت رو ترک کرد..حتی دفترش رو هم سوزوند..چون دیگه وقتی به شوهرش میگفت  میخام باهات دردل کنم ..میخندید ومیگفت..میدونم..قبلا خوندم..