ساعت ۱٢:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٢۳  کلمات کلیدی: داستان کوتاه

پسر روبه مادرش میکنه و میگه.. مامان..بابام چه کارست؟!..توی اداره کار میکنه.. عزیزم..پسر در ادامه میپرسه ..یعنی چه کارست؟!.مادر لحظه ای مکث میکنه ..بعد برای اینکه هم بچه قانع بشه وهم ناراحت نشه ..میگه.. رییس.. کل.. امور.. خدماتیه.. ادارشونه..پسر چند دقیقه ای به فکر فرو میره بعد.. رو به مامانش میکنه ومیگه..مامان .خب..بگو بابام.. مستخدمه دیگه!!.