ساعت ۱٢:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٢٩  کلمات کلیدی: داستان کوتاه

..کار خاصی رو بلد نیستم...اما استعدادم توی یادگیری خیلی خوبه..درضمن.. اگه قرار باشه کاری رو انجام بدم..توی کارم خیلی صادقم..کوچکترین کار خلافی رو نمی تونم تحمل کنم..حتی اگه از طرف کار فرما باشه..به حقوق بخور ونمیرم راضیم ..زندگی ساده وبی آلایش رو به همه چی ترجیح میدم ..خب ..این چیزا رو که گفتی..چه ربطی به من داره؟!..خودتون..پشت شیشه زدین..به یه کارگر ساده نیازمندیم..