- ببخشید..مادر جون!!..اون ظرف کریستالتونو  که داده بودید..شکست!!..

- فدای سرت عروس گلم!!..اشکال نداره !!..پیش میاد..دیگه!!..

- خدا نکنه  دیگه پیش بیاد!!..

- ای..بابا..چقدر سخت میگیری عروس گلم!!..ظرف برا شکستنه..دیگه!!..حالا اول زندگیته اینقدر ازین ظرفا بشکونی!!..

-  اگه یه بار دیگه پیش بیاد!!..دیگه من نیستم!!..

- وا..یعنی چی؟!..

- یعنی اینکه ..همین دفعشم شانس آوردم!!..آخه ..پسرتون وقتی پرت کرد عینک چشمش نبود!!..

/ 11 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نازنین مریم

چه زن مظلومی..من بودم حالش رو حسابی جا میاوردم [عصبانی]

محدثه

هاها [نیشخند]. خیلی دوست داشتنی مینویسی مثل تخمه خوردنه کوتاه و خوشمزه و باعث میشه بری سراغه بعدیش.

ستاره

اخي طفلي عروس...بدجنس بودشوهرش