- خانوم..هر چی خواستی سفارش دادیا!!..

- وا..عزیزم..خودت گفتی..هر چی میخوری سفارش بده..پولش مهم نیست!!..

- شوخی کردم خانوم..نوش جونت!!..البته بگما ..دیگه ازین خبرا نیست..تا دو ماهه دیگه!!

...........ببخشید آقا!!.. این قبض صورتحساب میز ما رو لطفا کنین بیارین!!..

-  ای وای..عزیزم.. گفتم ..یکی دو تا چیزه میخام بهت بگم ..امروز  قبضا ستاش با هم اومد..الان که گفتی یادش افتادم... راستی.. این پولای چیزم که داده بودی کنار بزارم ..سر جاش نبود..بگو؟!!..اسمش چیه؟!!..اهان!!.. پول یارانه ها!!..

/ 8 نظر / 12 بازدید
سید مجید

سلام خوشحال میشم نظراتتون رو درباره شعر جدیدم بدونم ممنون که می خواهید وقت بذارین[نیشخند]

ستایش

[نیشخند][شوخی][بغل][گل]

پریسا

[نیشخند] می ارزه بابا اومدیمو فردا مردیم [نیشخند]

ماهك

پس يارانه ها جاي پاي خودش رو در داستان هم باز كرد [نیشخند]

آلا

سلام واقعا خوب مینویسید.همه ی مطالبتونو خوندم.جالبه.واقعا آخر مطلب ،آدمو غافلگیر می کنید.[دست]

ستایش

وای حمید میصی از پست خوشزه و خوبت که تو وبم گذاشتی[قلب]بی نهایت میصی عصیصم از تبریک تولد وبم[هورا]بابا تو که منو حسابی شرمنده خودت کردی پسر[خجالت] [بغل][قلب][گل]

امین موسی وند

ضمن سلام و عرض ادب و احترام حضورشما با داستان كوتاه جديدم .حاصل نگا ه هاي من و نگاه هايي به روشني مهتاب .منتظرنظرات ارزشمند و سازنده ي شما دوست عزيز هستم.