وقتی چادرش رو باد برد..هیچکس نیومد کمکش..همه بهش نگاه میکردن....آخرم خودش گرفت ..چادر مسافرتیشو!!..

/ 14 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زن ذلیل

بشتابييييد...مصاحبه خواندني همشهري جوان با يك زن ذليل!!! .... همون چادر واقعي بود قشنگتر بود

ستایش

تو که به کامنتا جواب نمی دی واسه چی ما کامنت بذاریم[قهر]

آمنه

همیشه تماشا چی اند ملت!!!

فاطمه

اما وقتی دلش را باد برد خودش هم نتونست اونو بگیره

عسل خانومي

حق، معرفت به هر نگاهم داده در حلقه ی عشق خویش راهم داده اینها همه علتش فقط یک چیز است ایرانی ام و رضا پناهم داده *میلاد مسعود ولی نعمت ما، آقا امام رضا مبارک*

میخک

سلام قصه گوی مهربون یه مدتی نبودم .ممنون که به دیدنم میومدی . بازم مثل همیشه داستانک جالب و واقعیی بود .در واقع هم همینطور میشه .کمی دقت خوبه [قلب]

بهاره

فکر کنم نزدیکای شهر ما چادر زده بوده![نیشخند]

بهاره

منظورم طوفانای بدشن بود نه مردم گلش[پلک]