ببین..چشمای نازشو..چقدر خستست!!

ببین ..از خستگی..چشماش..یکی بازه..یکی بستست!!

ببین..زلفش ..پریشونه!!..ببین موهاش.. قدش هست تا سر شونه!!

ببین..  چه زود ..خوابش اون برد!!..نفهمیدم شامشو خورد؟!!..

ببین..  پاک و .. چه معصومه!!..

من که گفتم ..فرشتست اون!!..ببینش خوب!!.. چه معلومه!!

/ 11 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دوستان خوب

سلام قصه گوی شاعر خیلی زیبا بود ..ببین چقدر معصومه ....[قلب]

میخک

سلام قصه گوی مهربون دیگه جدی شاعر شدیا ...اما هم تو شعر هم تو داستان واقعا کلامت به دل میشینه ...موفق و نویسا باشی [گل]

یک رهگذر

سلام نویسنده عزیزم صبحت بخیر، امیدوارم روز خوبی داشته باشی[گل]

یاسمن

[دست][دست][دست] [گل][گل][گل][گل]

نازنین مریم

[لبخند]حالا این فرشته یه بچه هست یا یک خانوم[چشمک] (صد در صد که آقا نیست)

ستایش

وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای این شعره چه قشنگه[رویا]

ستایش

آخه مریم جون مگه آقایون هم می تونن معصوم باشن[سبز][شوخی][زبان]

سمیرا جووووووون

خوشگل بود میخواستم میپسندم رو بزنم گفت اول باید وارد پرشین بلاگ بشین منم بی خیال شدم[ابرو]

sanaz

ماکه نفهمیدیم چی شد. به خدا شوخی ندارم

shagerde shoma

akhey - kheili naz bod en sheer