- پسرم تو که  هنوز نخوابیدی؟..

زبان

- نکنه منتظری قصه برات بگم..

- مژه

- بیخود... امشب از قصه خبری نیست ...بگیر بخواب ببینم..خوابم میاد بدجور!!

- گریه

- هیسسسس..مگه نمیبینی بابات خوابیده..

- ابرو

- خیله خب میگم..بشرطی که قول بدی زودی بخوابی..

-هورا

- خب..یکی بود یکی نبود..

- خیال باطل

- زیر گنبد کبود....راستی مسواکتو  زدی؟...ببینم دندوناتو..

- نیشخند

- افرین پسرم....ای..وای ..عزیزم بذار ببینم این کیه نصفه شبی زنگ میزنه..

-کلافه

-   -منتظر

- خمیازه

- خواب

- ببخش پسرم ..خالت بود...... ..پسرم ؟!!...خوابیدی؟!!..چرا پتو روت نکشیدی ؟!!..الهی مامان فدات بشه..خوب بخوابی عزیزم..مشالا خالته دیگه چونش گرم بشه..دیگه ول کن نیست..اینقدر حرف زد خواب از سرم پرید..برم کتاب رمانمو بخونم بلکه شاید خوابم ببره..

 

/ 4 نظر / 32 بازدید
یک رهگذر

ما آخرش نفهمیدیم این خانم خوابش میومد یا بهانش این بود که قصه نگه[سوال]

elli

روی یک کاغذ بی خط حرفای خسته به نوبت روی سرزمین نامت حرف "ت" کرده قیامت! "ت" مثل تو . مثل تردید "ت" مثل آخره طافت مثل تنهایی . مثل تب مثل آخره خیانت!

سید میثم رمضانی

سلام ودرود... نخستین جشنواره سراسری اینترنتی داستان کوتاه کوتاه 73 کلمه ای " دخیل " این جشنواره به هیچ ارگان ونهاد دولتی وابسته نیست بلکه از سوی یک زوج نویسنده برگزار می شود ... با افتخار پذیرای داستانهای دوستان از سراسر ایران وفارسی نویسان جهان خواهیم بود. باسپاس http://vakillmodafe.blogsky.com