داستانک

- به به !!..پسرم..آفرین!!..چه شعر قشنگی رو انتخاب کردی.."چو ایران نباشد تن من مباد"..چه قدرم قشنگ نوشتی..حتما قابش کن..بزن ..به دیواره اتاقت!!..

- بله..پدر جان.. میخام همین کارو بکنم!!..

- پسرم.. میدونی که این شعر از شاعر خوب کشورمون ..فردوسیه!!.. اونوقت ..جونم برات بگه..که..

- داداشی!!..داداشی!!..

- ببخشید..پدر!!..چیه خواهری؟!..چی کار داری؟!!..

- تلفنه داداشی!!..با تو کار دارن!!..

- نگفت کیه؟!!..

- یه دقیقه گوشتو بیار..دوستته..ایران جونه!!..

/ 11 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مسی

پدر بیچاره چه دل خجسته ای داشته[خنده]

نادیا

عجــــــــــــب...پس چو وب استوری نباشد تن من مباد[شوخی]

فاطمه

همیشه آنچه فکر میکنیم نمیشود[گل]

ستایش

پس چرا جواب نمی دی؟[ابرو]

سمیرا جوووووووون

این داستان قدیمیه دیگه نه ؟؟؟؟؟؟ چون خیلی وقته کسی ام ایران رو روی دخترش نمیذاره ( تست هوش بود نه ؟؟) ولی جالب بود هر کاری بگی ازین پسر ها بر میاد.. بیچاره باباهه...