قرار

- دخترم رفتی سر قرار؟!..

- بله..بابا جون..

- خب..چی شد؟!..حرف زدین؟!!..

- نه زیاد!!!..

- چرا؟!..

- آخه مگه همراش گذاشت ما دو کلمه حرف بزنیم!!...

- ..خب..میگفتی همراشو خاموش کنه؟!..خفش کنه!!..

- ای..وای..نه بابا جون!!..بچه برادرشو میگم!!..

/ 11 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ستایش

[شیطان]چه کیفی میده[شیطان] منم از این به بعد با همراه میرم[شیطان]

محمد رسول

سلام دوست عزیز آپ آموزنده ای کردم خوشحال میشم قدم رنجه فرمایید و من را با نظراتتان خشنود کنید. مثل همیشه کوتاه و خواندنی.ممنون امام رضا (ع) فرمودند : " هر که نمی تواند کاری کند که گناهانش با آن زدوده شود بر محمد و آلش زیاد صلوات بفرستد, چرا که صلوات گناهان را ریشه کن میکند. " حضور همیشگی شما باعث افتخاره ماست.[گل][گل][گل]

مسی

اینا بچه برادرشون مزاحم بوده، واسه من و بوبو بچه برادرم پیغام رسون[نیشخند]

فریبا

اگه من بودم مطمئنن بچه رو میکشتم! باور کنین[شیطان]

فریبا

یادم رفت بگم..لینکت کردم....

فاطمه

خوب راستش عجیبه معمولاً با دخترا همراه میفرستن اینجا برعکس بوده![چشمک]

سمیرا جوووووووون

بعضیا چه فکری میکنن... جلسه اول دونفر میخوان باهم صحبت کنن و با هم آشنا بشن.. این وبال ها رو راه میندازن دنبالشون... فکر نمیکنن اینا حالا حالا ها وقت دارن واحد تنظیم خانواده رو پاس کنن

فرزانه

[کلافه]