- پسرم ..تو نمیخای زن بگیری..داری پیر میشیا!!..همش تنگه دل من نشستی که چی بشه ..میخای همین که میاد خونمون کارامونو میکنه رو برات بگیرم..زن  مهربون و خوبیهاااااااااااااا....خوشگل و خوش برو رو هم هست!!..

- مامان جون..من که خیلی وقته ازدواج کردم و اومدم سر خونه زندگیم..این خانومم که داری ازش تعریف میکنی..پرستارته !!..مواظبته !! ..همسرمه دیگه!!..

 

/ 7 نظر / 9 بازدید
ستایش

خیلی خیلی معذرت می خواما ایشون همسر اختیار نمودند و یا کلفت؟؟؟!!!

ستایش

دو حالت داره یا اینقد رابطه ی خانومه و آقاهه اسلامی بوده که مامانه نفهمیده[زبان] یا مامانه آلزایمر داشته از اینایی که صب به صب که از خواب بیذار میشن یادشون میره کی بودن و کجا بودن و بقیه کی هستن[نیشخند]

ستایش

میصی حمید جونم که بالاخره آپ نمودی و دل ملتی را بسی شاد نمودی[بغل] از این کارا بیشتر کن[چشمک]

بهاره

سلام... چیز غمناکیه[نگران]

ستایش

نه خیرم دل ملت بسی بسیار شاد گردیده است[شوخی]

مسی

به به. خوش تشریف آوردید. بیچاره پیرزنه که آلزایمر داشته و بیچاره زنه که مجبوره همه ی کارها رو انجام بده

سوسن

مادر شوهر به این گیجی از نعمتهای خدا است