یه دردایی...

یه دردایی همیشه هست که از رنگ رخش پیداست

ازون دردای تلخی که جیبش خالیست پزش زیباست

ازون دردا که عمریه فلک .. گوشش شده ممنوع

ازون دردای بیدرمون شبیه اشک و اه و خون

ازون دردایی که میترسه ..به اهل خانه باید زد

ازون درد و دلایی که بلب خندید..بدل بود حالش خیلی بد

/ 3 نظر / 18 بازدید
بهاره

سلام.....اممممم.....نظری ندارم

یک رهگذر

دردهایی هست که در جان است؛ از عمقش قلبت بیجان است دردهایی هست که گرمتر از اشک باران است؛ گاه تمام تار و پودت از آنها ویران است[گل]

اتوسا

ممنونم از لطفتون[لبخند] نوشته های شما هم زیباست